عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

59

شرف النبي ص ( فارسي )

با كسى بودى از براى او خشم گرفتى و داد او بستدى ، اما از براى حق خود خشم نگرفتى و داد نستدى . ( 1 ) چون اشارت كردى بجمله پنجه اشارت كردى a 22 و چون از چيزى تعجب نمودى ، پنجه بگردانيدى و چون حديث كردى دست راست بر دست چپ زدى . چون خشم گرفتى روى بگردانيدى . و چون شاد شدى ، چشم بر هم نهادى . خندهء او تبسم بودى ، و چون باز خنديدى ، دندانهاش صافى و روشن نمودى چون قطرهء باران . حسن بن على گفت رضى اللّه عنه : من اين اوصاف كه شنيده بودم از حسين مىپوشيدم . پس با او حكايت كردم . او خود سبق برده بود بر من و از آنچه من پرسيدم پرسيده ، و از پدر خود على بن ابى طالب رضى اللّه عنه پرسيده بود كه رسول عليه السلام در خانه چون رفتى و بيرون آمدى ؟ پس حسن نيز از پدر خويش على بن ابى طالب پرسيد صفت دخول و خروج رسول عليه السلام . ( 2 ) امير المؤمنين على گفت : رسول عليه السلام چون در خانه رفتى ، چنان بودى كه او را دستور داده بودندى ، و چون در خانه بودى ، اوقات خود به سه قسم كرده بودى ، جزوى از براى خداى تعالى ، و جزوى از براى اهل خود ، و جزوى از براى خود و مردمان . و سيرتش چنان بودى كه از امت خويش جماعتى كه اهل فضل بودندى و مقدار ايشان در دانستن دين بيشتر بودى او ايشان را مقدم داشتى . كسى را كه يك شغل و حاجت بودى ، و كسى را كه دو شغل و دو حاجت بودى ، به همه مشغول شدى ، و آنچه صلاح ايشان بودى ، برآوردى و گفتى كه آنچه من مىگويم كه تعلق به احكام شرع و دين دارد ، آنكه حاضرست و مىشنود بدانكه غايبست مىرساند ، و صحابه را گفتى شما به من رسانيد حاجت كسى كه توانائى ندارد كه خود به من رساند ، كه بدرستى كه هر كه برساند به سلطانى و پادشاهى حاجت كسى كه توانائى ندارد كه خود برساند ، حق تعالى روز قيامت قدم او ثابت دارد . و صحابه چون در خدمتش بودندى ، متفرق نشدندى الا كه چيزى